به گزارش سراج24؛ رئیس جمهور تفاهمنامه اسلام آباد را حاصل تصمیم مشترک میدان و دیپلماسی دانسته و بر اجرای آن تأکید دارد. معاون اجرایی او از پابرجایی تفاهم و تلاش برای بازگرداندن آمریکا به تعهداتش سخن می گوید. رئیس مجلس پیگیری شروط تفاهم را حیاتی می داند و مسئولیت بدعهدی را متوجه واشنگتن می سازد. یا در نمونه ای دیگر محمدعلی سبحانی سفیر سابق ایران در لبنان در گفتگو با ایرنا تاکید می کند : « با احیای یادداشت تفاهم اسلام آباد، می توان محاسبات نتانیاهو را بر هم زد» شکوری راد یکی دیگر از چهره های وابسته به جریان اصلاح طلب همانند سایر همفکران خود تاکید می کند «تفاهمنامه اسلامآباد منافع ایران بیشتر و پررنگتر از امریکا لحاظ شده بود. ما باید در مرحله اجرا و بهروزرسانی تفاهمنامه هوشمندانه عمل کنیم».
پافشاری فراوان دولت و حامیان آن در باب احیای یک تفاهم نامه مرده سوالات فراوانی را به خود به همراه دارد؛ از جمله اینکه در شرایطی که رئیس جمهور و سایر مقامات آمریکایی به صراحت بیان می کنند که به تفاهم نامه اسلام باز نمی گردند و آن را یک تفاهم نامه مرده می دانند، چه دلیل عقلانی وجود دارد که دولت و هواخواهان آن بدون توجه به واکنش های طرف مقابل همچنان بر طبل بازگشت به تفاهم نامه اسلام آباد بکوبند؟
دولتمردان در کنار مشاوران و طیف وسیعی از هواخواهان خود تلاش می کنند اینگونه به افکار عمومی داخلی القاء نمایند که برای پیشگیری از جنگی دوباره و ممانعت از کشتار غیرنظامیان چنین رویکردی را اتخاذ نموده اند و اگر جنگی همانند جنگ رمضان شکل بگیرد مقصر اصلی آن را باید حاکمیت سیاسی و نظامیان کشور دانست که همچنان بر مولفه های قدرت نظامی تاکید دارند و حاضر به تسلیم در برابر غرب نیستند!
هدف از اتخاذ چنین رویکردی «القای دوقطبی سازی در عرصه مدیریت کلان کشور» و «مقصر سازی از حاکمیت سیاسی و فرماندهان نظامی» است چرا که پافشاری بلاجهت بر روی تفاهم نامه اسلام آباد در شرایطی است که ایالات متحده تاکنون به هیچ کدام از عقود و یا تفاهم نامه های فیمابین خود با ایران پایبند نبوده و مذاکره را صرفاً بستری برای آغازی جنگی همه جانبه علیه ایران می داند. کمااینکه به هیچ کدام از مفاد برنامه جامع اقدام مشترک، بیانیه لوزان، برجام و تفاهم نامه های دیگر خود طی 2 سال اخیر با دولت ایران متعهد نمانده است. حال چطور ممکن است دلسوز جامعه ایرانی باشیم و سبق رفتار طرف مقابل را استتار کنیم؟ و هیچ اشاره ای به حملات غیرقانونی آمریکا و اسرائیل در هنگامه مذاکرات میان دو کشور نکنیم؟
در شرایطی که آمریکاییها بدلیل شکستهای پیاپی در جنگ مسلحانه به محاصره هوائی و دریایی دلخوش کرده اند، ابراز علاقه وافر نسبت به تفاهم نامه منسوخ شده اسلام آباد تنها این سیگنال را برای مقامات آمریکایی مخابره می کند که طرف ایرانی بدلیل ضعف و ترس از آغاز جنگ رو به سوی التماس برای احیای ریل مذاکره دارند!
باید پذیرفت که امتیازات مرغوب داده شده به ایران در قالب این تفاهم نامه بیشتر بسترسازی برای فریب طرف ایرانی و پذیرش آتش بود تا آمریکا بتواند با ترمیم نقاط ضعف و آماده سازی مجدد نیروهای نظامی خود و البته بازشناسایی نقاط ضعف ایران، تجاوز گسترده تر از جنگ 12 روزه و 40 روزه را مقدمه چینی نماید، بنابراین دلخوش بودن به چنین تفاهم نامه ای تکرار یک ساده لوحی دوباره است. به جای اصرار بدون مبنای عقلی و تجربی باید با موضع گیری های همگون، دستگاه محاسبه سنجش امریکا را به این باور قطعی رساند که در صورت تجاوز به تمامیت ارضی ایران، خطوط قرمز قبلی نیروهای نظامی ایران کم رنگ می شود و حملات به مراکز غیرقابل پیش بینی آمریکایی ها در دستور کار قرار خواهد گرفت. چنین رویکردی معادلات ذهنی مشاوران کاخ سفید و شخص ترامپ را آشفته ساخته و بر این اساس استوار نماید که در صورت حمله مجدد به ایران، هزینه های هنگفت پرداخت خواهیم کرد.
0نظر